AhmadPoori.com Logo

Ahmad Pouri

 

.

 

شیوه و شگردهایی که در مقام تجربه آموخته اید چیست؟

نمیدانم منظور از شیوه و شگرد چیست(البته در ترجمه شعر)  اما این را می دانم که در تجربه اموخته ام زبان شعر نرجمه شده باید شعریت داشته باشد و ترجمه تحت اللفظی نباشد.

دقت در ترجمه ادبی به چه معنا است؟

 به این معنا است که مترجم باید دقت کند و ببیند خالق اثر در زبان دیگر می خواهد چه بگوید و چگونه بگوید و چه سان در مخاطب تاثیر بگذارد. پس از یافتن پاسخ این سوالات باید بیشترین توان خود را برای انتقال همان ها این بار در زبان مقصد به کار برد

 

 

بهتریت کتابهایی که میتوانند دستیار مترجم باشند کدامند؟ (غیر از لغت نامه ها)

مترجم به کتابهای مرجع بیشترین نیاز را دارد. حال این کتابهای مرجع میتوانند از لغت نامه شروع شده تا تاریخ، جغرافیا، موسیقی و ... ادامه یابد.

مولفه هایی که در انتخاب کتاب برای ترجمه در نظر میگیرد، کدامند؟

اگر کتاب مرا به عنوان خواننده جذب کند و از خواندن آن لذت ببرم وسوسه ترجمه اش به جانم می افتد. البته برای من بیشتر وسوسه ترجمه شعر است که وجود دارد.

ترجمه گروهی در ایران موفق است یا خیر؟چرا؟

بنا به دلایل زیادی که بیشترینشان زمینه جامعه شناسی و تاریخی دارند، اصولا اشتراک و کار گروهی در ایران چندان موفق نبوده است. البته نه در صلاحیت من است که این پدیده را بشکافم و نه اگر احیانا بضاعتی هم داشتم حوصله این گفت و گو چنین اجازه ای نمیدهد. اما در هر صورت ترجمه گروهی هم متنند دیگر کارهای گروهی نچندان مرسوم بوده است و در موارد اندک انقدر موفق نبوده است.

وضعیت ترجمه ادبی در زمان حاضر در ایران چگونه است؟

من شخصا اعتقاد دارم که با وجود بسیار بد و ضعیف، نیروی تازه نفس و امیدوار کننده ای وارد عرصه شده اند و در سالهای اخیر شاهد آثاری خوب و با ارزشی در ترجمه بوده ایم. گسترده امکانات اطلاعاتی و دست یابی آسان به منابع جهانی هم در چنین بهبودی بی تاثیر نبوده است.

چه راه کارهایی برای ترجمه آثار ایرانی پیشنهاد میکنید؟

طبیعتا اولین قدم، پیش قدم شدن مترجمانی صالح برای چنین کاری است اما دشواری های نشر و اشاعه آن در کشورهای دیگر چنان عظیم است که کمتر مترجمی خطر چنین کاری را به جان میخرد تا مدتی از جان و نیروی خود را صرف ترجمه اثری کند و بعد این اثر در دستش بماند. بهترین صورت مسئله آن است که ناشری پیشقدم شود و پیشاپیش قراردادی با مترجمی ببندد تا این مترجم با اسودگی خاطر به ترجمه اثر بپردازد. حتما خبر دارید که کمتر ناشر خصوصی دست به این خطر میزند. اغلب آثار ایرانی را ناشران دولتی و دانشگاهی که ارتباطات فرهنگی با ایران دارند چاپ میکنند. و این خود دامنه نشر را محدودتر میکند. در هر حال من امیدوارم حتی از طریق همین ناشران محدود هم آثار خوب ایرانی به زبانهای دیگر ترجمه شود و این کتابها جای خود را میان سایر کتابهای جهان باز کند

نظرتان درباره ترجمه های متعدد از یک اثر در ایران چیست و این کار تا چه اندازه لازم است؟

ظاهرا این کار نه از سر ضرورت بلکه گاه از روی بی اطلاعی از کار دیگران و گاه در مسابقه ماراتون برای زودتر به چاپ رساندن اثری که فعلا به دلایلی صف مخاطبین منتظر را پشت در داردانجام میگیرد. اما در هر صورت من شخصا زمانی ترجمه مجدد از اثری را ضروری میبینم که یا مترجم به این نتیجه رسیده است که اثر با قلم مثله شده و اسیب فراوانی دیده و یا مدت زمان طولانی از ترجمه اثری گذشته و اینک این اثر نیاز به زبان زنده و جدید امروزی دارد.

فکر میکنید کپی رایت اگر در ایران اجرا شود از چنین پدیده ای جلوگیری خواهد شد؟

اگر ایران معاهده کپی رایت بپیوندد طبیعتا باید اصول آن را رعایت کند و آن موقع برای ترجمه یک اثر نمیشود چند مترجم را صاحب اثر قرارداد ببندند مگر در شرایط ویژه. بله تا حد زیادی جلوی چنین چیزی گرفته میشود.

برخی از ترجمه ها با واسطه زبانی غیر از زبان مبدا امجام میگیرد مثلا آثار میلان کوندرا از فرانسه و انگلیسی به فارسی برگردانده میشوند. به نظر شما چنین کاری تا چه اندازه در انتقال اثر اصلی به فارسی میتوانند موفق باشند؟

در این شکی نیست که ترجمه بلاواسطه همیشه دست بالا خواهد داشت و روح اثر اصلی در آن بیشتر خواهد بود. اما در روزگار ما که زبانی مانند انگلیسی و درجه دوم فرانسه مخاطبان بیشتری را در میان فرهنگهای گوناگون یافته است راه یابی از آثار فرهنگی و ادبی جهان ابتدا به این زبانها و بعد دوباره به قالب زبانهای دیگر امری طبیعی و اجتناب ناپذیر شده است و بنا بر این در بیشتر زبانها چنین پدیده ای وجود دارد و برای خود توجیحات تئوریک خود را نیز دارد می یابد اما در هر صورت باید با آن کنار آمد.

از میان مترجمان ایرانی کار کدام یک را میپسندید؟

جواب این سوال همیشه برایم سخت بوده است. نه از سر ملاحظه و محافظه کاری و نه در تنگنای نان قرض دادن بلکه آدم همیشه در ردیف کردن یک سری اسامی، عده ای را فراموش میکند و بعد حتی اگر خود آن عزیزان هم تذکری ندهند حسرت شرمندگی چنین غفلتی را با خود می کشد. در هر حال برای اینکه سوال شما بی جواب نماند تا جایی که در یادم هست از عده ای از مترجمان خوب نام خواهم برد: نجف دریابندری ، کریم و گلی امامی ، عبدالله کوثری، خشایار دیهیمی ، عباس مخبر ، عباس پژمان ، عبدالحسین فرزاد ؛ فواد نظیری ، مهدی غبرایی و باور کنید چندین نفر دیگر که در این لحظه یادم نیست.

 

 

متن مصاحبه و خبر شماره 1 متن مصاحبه و خبر شماره 2 متن مصاحبه و خبر شماره 3 متن مصاحبه و خبر شماره 4 متن مصاحبه و خبر شماره 5 متن مصاحبه و خبر شماره 6 متن مصاحبه و خبر شماره 7 متن مصاحبه و خبر شماره 8 متن مصاحبه و خبر شماره 9 متن مصاحبه و خبر شماره 10 متن مصاحبه و خبر شماره 11 متن مصاحبه و خبر شماره 12 متن مصاحبه و خبر شماره 13 متن مصاحبه و خبر شماره 14 متن مصاحبه و خبر شماره 15 متن مصاحبه و خبر شماره 16 متن مصاحبه و خبر شماره 17 متن مصاحبه و خبر شماره 18 متن مصاحبه و خبر شماره 19 متن مصاحبه و خبر شماره 20

Home Page ] Published Books ] Media Center ] Biography ] Photo Gallery ] Daily Blog ] Write a Letter ]