|
. |
|
در این شش قرن سه نوع شعر ،در زبان ترکیه رواج داشت:شعر دیوان ،شعر دراویش و شعر «عاشیق» ها .شعر دیوان یا شعر رسمی دربار عثمانی،که منهم ترین و به عبارتی ،غالب ترین شعر مکتوب ترکی بود ،تحت نفوذ شعر عربی و فارسی و نظام شکلی آن همانند نظام عروضی رایج در شعر فارسی بود.اما چنین نظمی با ساختار آوایی زبان ترکیه ای هم خوانی نداشت.مثلا در زبان ترکی مصوت بلند وجود ندارد و این یکی از بزرگترین دشواریها برای ریختن آن در قالب اوزان عروضی بشمار می رود که بر پایه هم نشینی هجا های کوتاه و بلند استوار است.شاعر دیوان ،برای حل این مشکل،چاره ای جز به کار گیری واژه های فارسی و عربی نداشت و شعر دیوان از این رهگذر تا جایی اجازه ورود به واژه های فارسی و عربی را داد که اندک اندک تبدیل به شعری شد که یک فارسی زبان ان را بهتر می فهمید تا ترکی زبان ،مطلع یکی از غزل های فضولی ،شاعر بزرگ ترکی زبان ،در قرن دهم هجری،که به وزن عروضی سروده شده ،می تواند مثالی برای گفته بالا باشد :حباب اشک خونین جسمیمی رائلدن نهان ائتمیش /غم عشقین منی رسوای بی نام و نشان ائتمیش . در این بیت جز ردیف شعر «ائتمیش» و سه ضمیر متصل ،بقیه واژه ها فارسی است و می شود آن را به راحتی به فارسی برگرداند :حباب اشک خونین جسم مرا از مردم نهان کرده است/غم عشق تو مرا رسوای بی نام و نشان کرده است.به این ترتیب شعر «دیوان» از دسترس مردم عادی دور بود و در محدوده ی گروه اندک از تحصیلکرد گان طبقه اشراف و اریستو کرات قرار داشت. مضامین شعر دیوان اغلب عرفانی و عاشقانه بود و تا حدی ،اقتباس از شعر شاعران بزرگی چون سنایی ،مولوی،سعدی،حافظ و دیگران به شمار می رفت .شعر دراویش از نظر فرم در قالب های شعری پیش از اسلام سروده می شد .این اشعار به صورت آوازهای مذهبی خوانده میشد و در انها ریتم و وزن نقش مهمی داشت .این نوع شعر را شعر ایلهی(الهی)میگفتند.هجایی بودن این اشعار سبب میشد که در آن از واژه های مردمی و عامه فهم راحت تر استفاده شود و در نتیجه مخاطب بیشتری از میان مردم کوچه و بازار پیدا کند. از ویژگی های بارز شعر دراویش انتقاد ان از وضع حاکم و ستیز ان با ستم و خودکامگی بود .از میان شاعران برجسته شعر دراویش میتوان لز یونش امره (قرن سیزدهم)که بسیاری او را بزرگترین شاعر ترک به حساب می اورند و از کایگو سوز ابدال،طنزپرداز قرن پانزدهم همچنین پیرسلطان ابدال انقلابی صاحب نام قرن شانزدهم که به مبارزه رویارو با سلطان عثمانی پرداخت،نام برد.شعر «عاشیق»ها یا نوازندگان دوره گرد چون با موسیقی نیز همراه بود از محبوبیت بیشتری در میان مردم عادی برخوردار بود این شعر نماینده شعر عامیانه ترکی است که در ان از اوزان هجایی عامیانه استفاده میشود و مضامین ان توصیف زندگی وتاریخ و اداب و رسوم روستایی و قبیله ای بود. قایق چی کول مصطفی(قرن هفدهم) کاراجا اوغلان(قرن هفدهم)و نیازی (قرن نوزدهم) از عاشیق های پر اوازه تاریخ شعر عاشیق ها نام برد. با تحولات اجتماعی قرن نوزدهم و قیام های مردمی در کشورهای شرقی ،نسیم اندیشه های انقلابی در قلمرو عثمانی نیز وزیدن گرفت. شعر دیوان با دلایلی که ذکر شد نمی توانست ابزار خوبی برای استفاده شاعران باشد .این است که در نیمه اول قرن نوزدهم شعر دراویش و عاشیق ها رواج بیشتری یافت.تاسیس مدارس جدید و ورود علوم و اندیشه نوین در عرصه اجتماع در نیمه دوم قرن نوزدهم اقشار وسیع تری را به سوی شعر و هنر مکتوب کشاند. ترجمه اشعار رمانتیک فرانسه به ویژه لامارتین ،به ترکی که ضرورتا در قالب های آزاد و غیرعروضی بود امکانات جدیدی برای افرینش اشکال نوین در شعر به وجود اورد شاعرانی نظیر یحیی کمال بیاتلی(1958-1884)و احمد هاشم (1884-1933)که تحت تاثیر شعر رمانتیک فرانسه بوده اند دست به نواوری هایی زدند که در شکل و محتوای شعر دگرگونی هایی به وجود اورد .شعر این دو در واقع پلی بود بین شعر دیوان و شعر مدرن ترکیه.اما شعر امروز ترکیه با دو نام عبدالحق تارهان (1850-1931) و توفیق فکرت (1867-1915)اغاز میشود. این دو با شکستن اوزان عروضی و تساوی مصارع و با ابداع نوع دیگری از وزن در شعر به سرودن اشعار نو پرداخت اند. از این دو تارهان بیشتر به مضامین رمانتیک با الهام از شعر لا مارتین پرداخت و در شعر خود از سوز و گداز و حرمان به حسرت عشق سخن گفت اما توفیق فکرت موضوعات انسانی و اجتماعی را که با جنبش فکری آن زمان همسو بود، محور شعر خود قرار داد: آقایان، غذایی که روی میز/ در انتظار پایین رفتن از گلوی شماست/ زندگی این ملت است/ ملت رنجها، نگون بختی ها/ اما میل بفرمایید. تعارف نکنید، بفرمایید/غذا حاضر است، بخورید آقایان، بخورید، بخورید تا زیر چانه تان تا جایی که بالا بیاورید. و در شعری دیگر: بگذار شعله این آتش حسرت/ در دلت از تو بپرسد/ چرا آنها در ان بالا/ من در این گودال/ چرا تمامی دنیا میخندند/ من میگریم. شانه به شانه تحول اجتماعی، تحول در زبان ترکی هم آغاز شده بود. ضیاپاشا(1829-1880) شاعر، که خود یکی از دولتمردان فرهیخته عثمانی بود، از پیشگامان و چهره های برجسته این تحول به شمار میرود او در فاصله سالهای 1868 تا 1870 ، در لندن سردبیری «روزنامه حریت» را به عهده داشت. در این سالهاست که مینویسد: «این جنبش {پالایش زبان ترکی از واژه های بیگانه} دیگر پا گرفته است و اگر هنوز در ادبیات اثری از خود نشان نداده است، در نوشتارهای دولتی و نامه های رسمی کاملا مشهود است» . امپراتوری عثمانی، که از اوایل قرن بیستم در بستر مرگ بود با اعلام جمهوری در ترکیه و روی کار آمدن کمال آتاتورک ، راهی گورستان تاریخ شد. آتاتورک از پیشنهاد تغییر خط ترکی از الفبای عربی به لاتین حمایت کرد و با این کار قطع ارتباط شاعران را با شعر دیوانی سرعت بخشید. انقلاب سوسیالیستی در روسیه و نشر اندیشه های نو و انقلابی از این مرکز به کشورهای همجوار چهره ادبیات را، در آنها دگرگون کرد. در ترکیه نیز با زمینه ای که پیشتر برای تحول در شعر به وجود آمده بود راه برای شعر اجتماعی و نو گشوده شد و شاعرانی نظیر ناظم حکمت (1902-1963) اورهان ولی کانیک (1914-1950) اوکتای رفعت (متولد 1914 ) و ملیح جودت اندای (متولد 1915) پرچم دار شعر مدرن ترکیه شدند از میان این عده ناظم حکمت برجسته ترین چهره معاصر شعر ترکیه شهرت بیشتری یافت و آوازه او به سرعت از مرزهای ترکیه گذشت و به سراسر جهان زسید. این شاعر بزرگ را اگر پدر شعر مدرن ترکیه به حساب نیاوریم میتوانیم بدون شک بزرگترین شاعر شعر امروز ترکیه بنامیم که هنوز هم به سختی میتوان همتایی برای او در شعر ترکیه یافت. ناظم در فرم شعری دست به ابتکارات بسیاری زده است و نخست با الهام از شکل شعری مایاکوفسکی اشعاری سرود و بعدها به استفلال فرم و مضمونی خود دست یافت و اشعاری پدید آورد که تاثیر آن هنوز در شعر شاعران امروز مشهود است. با آغاز دهه شصت و تحولات سیاسی در جهان و گرایشهای انقلابی خرده بورژوایی ، در میان روشنفکران ، که در آمریکای لاتین به صورت جنگهای چریکی و در اروپا به شکل اعتراضات دانشجویی و در آسیا (به وبزه چین) به صورت قیام های دهقانی – سوسیالیستی تجللی یافته نوعی شعر تند سیاسی ، که بیشتر شعارگونه و سرشار از هیجان انقلابی است در سراسر جهان بویژه در کشورهای آسیایی پا گرفت، جریان دیگر در نقطه مقابل این شعر به وجود آمد که نسبت به تب و تاب های سیاسی بی اعتنا بود و به مضامین فردی میپرداخت، این دو جرین در بستر ادبیات ترکه نیز جاری شده اند. جاهد صفوت ایرقات (1919-1971) بویژه در دوره اول شعری خود و جیحون عاطف کانسون (1915-1978) را میتوان دو چهره برجسته این دوره بشمار آورد. در شعر غیر سیاسی هم حوسنو داغلارجا (متول 1914) و الحان برک (متولد 1916) از شاعران مطرح دهه شصت و هفتاد میباشد. اما شعر غیر سیاسی این دوره را در ترکیه نمیتوان با شعر غیر سیاسی در دیگر کشورها دانست زیرا به اعتباری این شعر غیر سیاسی در واقع مخالف انقلابی گری بود که گاه با پوشش ناسیونالیست ترکی و طرفداری از اندیشه های آتاتورک، در عین حال که خود نوعی شعر سیاسی به حساب می آمد ادعای بیزاری از سیاست و انقلاب را داشت. در شعر دهه هشتاد تا امروز تا حدی تاب و تب هایی که از آن سخن رفت فرو نشسته است و شاعران به تجربه های فرمی گوناگونی که بیشتر الهام گرفته از تجربه های شعری اروپاست دست زده و از نظر مضمونی به بیان مفاهیم انتزاعی تر و درونی تر و در عین حال مردمی تر پرداخته اند. تنوع شعری این دوره پیشتر از دوره های بیشین است.
|
|
|
|