|
. |
|
آقاي پوري اخيرا گزيده اشعار لوركا با عنوان «مرغ عشق ميان دندانهاي تو» با ترجمه شما به بازار آمده،بفرماييد چه شد كه به سراغ لوركا رفته ايد؟ من از مدت ها پيش در نظر داشتم كه به دنبال مجموعه هايي كه قبلا از پابلو نرودا، ناظم حكمت، يانيس ريتسوس و ... چاپ شده بود، مجموعه اي هم از لوركا چاپ كنم. از مدت ها پيش اين جزء برنامه هاي مورد نظرم بود و به دنبال كتابهاي خوبي در اين زمينه بودم كه چيزي حدود ده كتاب از لوركا جمع آوري كردم و با ترجمه هاي مختلف ، مجموعه اي از آن دريت كردم و به دست چاپ سپردم كه ميبينيد. يك مجموعه قبل از انقلاب با ترجمه بيژن الهي، فرزانه و... كه حدود يك سوم اشعار لوركا را در بر مي گرفت، توسط انتشارات اميركبير چاپ و منتشر شده بود. ترجمه هاي ديگري هم از لوركا توسط دستغيب، شاملو، مير صادقي و... بعد از انقلاب منتشر شده، در مجموع بيش از 7-8 نفر لوركا را به فارسي زبانان معرفي كرده اند. مي خواستم بپرسم مجموعه اي كه شما منتشر كرده ايد، چه تفاوتي با ديگر مجموعه ها دارد؟ اگر مجموعه بيژن الهي مد نظر شما باشد، آن كتاب چون خيلي جامع بود، شعر هاي زيادي از لوركا را در بر ميگرفت، ميتوان شعر هاي مشتركي پيدا كرد بين ترجمه هايي كه من از اشعار لوركا دارم با آن شعرها. اما من تا آنجا كه ميتوانستم سعي كردم اين مجموعه را از شعرهايي انتخاب كنم كه كمتر چاپ شده و يا چاپ نشده است.
اساس انتخاب شما بر عاشقانه هاي لوركا بود؟ نه. اين مجموعه ترانه هاي عشق و مرگ لوركاست و من بيشتر به دنبال اين دو مضمون در اشعارش بودم. روي جلد كتاب هم اين آمده است. يعني دقيقا با واژه عشق و مرگ در اشعار لوركا كار داشتيد؟ نه، تم و محتواي عشق و مرگ مورد نظرم بود. از ميان مجموعه هايي كه تاكنون منتشر كرده ايد، كدام مجموعه بيشتر با استقبال روبرو شده است و چرا؟ نرودا بيشتر مورد استقبال واقع شده، احتمالا پاسخ چرايش هم اين است كه مردم نرودا را بيشتر دوست دارند و الان اين مجموعه در حال رسيدن به چاپ هفتم است. از كتاب «تو را دوست دارم چون نان ونمك» ناظم حكمت چطور؟ از اين كتاب هم خوب استقبال شده و بتازگي به چاپ چهارم رسيده است. از اين سري مجموعه ها، ديگر اشعار كدام شاعر را در دست داريد؟ الان شاعر خاصي را در نظر ندارم و به دنبال اين هستم كه اگر كتابهاي ترجمه شده خوبي به انگليسي از آراگون به دستم رسيد، يك مجموعه از آراگون ترجمه كنم. از شاعران زنده اروپايي يا آمريكايي و يا شاعران روس، كسي را در نظر نداريد كه دست به ترجمه اشعارش بزنبد و آنها را به فارسي زبانان معرفي كنيد؟ فعلا فرد خاصي را در برنامه كاري ام ندارم. مجموعه اي كه از لوركا ترجمه كرده ايد، آيا شعري هم هست كه تاكنون به فارسي ترجمه نشده باشد؟ بله.بله. چند درصد از اين اشعار ترجمه نشده اند؟ من فكر مي كنم كه بيش از نيمي از اشعار اين كتاب ترجمه نشده بود و براي اولين بار است كه به فارسي برگردانده شده است. گفتم، غير از آن مجموعه اي كه قبل از انقلاب بيژن الهي كار كرده در مجموعه هاي بعد از انقلاب بيش از نيمي از شعر هاي ترجمه شده مرا نميتوانيد پيدا كنيد. يعني اگر آثار ترجمه شده بعد از انقلاب لوركا را در نظر بگيريد، بيش از 50 درصد شعرهايي هستند كه ترجمه نشده بودند. از نظر زبان، ترجمه شما نسبت به ترجمه هاي ديگري كه از اشعار لوركا شده، چقدر تفاوت دارد؟ من نميدانم. اين را بايد ديگران مورد ارزيابي و قضاوت قرار بدهند. طبعا ترجمه شما تفاوتهايي خواهد داشت. خودتان به عنوان مترجم در اين مورد توضيح بفرماييد. طبعا تفاوت دارد. در اين ترجمه سليقه خودم را به كار برده ام. اگر ميخواستم شعرهاي ديگرش را هم ترجمه كنم، به همين صورت ترجمه ميكردم. اين مجموعه با مجموعه هاي ديگري كه خودتان از نرودا، حكمت و...منتشر كرده ايد،تفاوت دارد؟ تفاوتش در واقع همان تفاوت نگاه و زبان اين شاعران نسبت به يكديگر است. همان قدر كه لوركا با نرودا تفاوت داردو يا با ديگران. من سعي كرده ام در فارسي هم اين تفاوت و تمايز مشخص باشد. باز هم منتقدان و خواننده گان هستند كه بايد قضاوت نهايي را داشته باشند. فكر ميكنيد ديدار اهل قلم با مخاطبان عام چه تاثيري در گسترش كتابخواني خواهد داشت؟ من با اين نيت در ايم ديدارها حظور مي يابم كه عده اي از ناشران علاقه مندند كه خوانندگان آثار منتشر شدهشان با مترجم آثار آشنا بشوند و گفتگو كنند. اين را ناشر به من مي گويد و من هم قبول ميكنم. به خاطر اينكه با مخاطبان آثارم نيز ديداري داشته باشم. اما اينكه اين ديدارها چقدر تاثير ميگذارد، در واقع اين بررسي، وظيفه يك جامعه شناسي ادبيات است، من نميدانم. ولي خيلي خوشهال ميشوم كه مخاطب آثارم را ببينم و حرف هايش را بشنوم و حتي گله هايش را گوش كنم. اما اينكه در دراز مدت چه نتيجه اي خواهد داشت، من نميدانم. با منتقدان آثارتان هم در اين نمايشگاه ديدار داشتيد؟ من. نه! خيلي دلم ميخواست با منتقدان هم اين نوع ديدارها را داشته باشم، ولي چنين موردي پيش نيامده است. شما به عنوان مترجم به مميزي قبل از چاپ اعتقاد داريد، به مميزي بعد از چاپ اعتقاد داريد؟ يا... من اصلا طرفدار مميزي نيستم. چه بعد از چاپ كتاب، چه بعد از چاپ كتاب.مميزي در جهان امروز اصولا كار درستي نيست. اگر هيچ نوع نظارتي نباشد، به نوعي هرج و مرج در صنعت نشر راه پيدا نمي كند؟ شما نبود مميزي را هرج و مرج نگيريد. بايد يك آزادانديشي در جامعه باشد كه در آن همه بتوانند در حد معقول حرف خود را بزنند. يعني ميرسيم به نظارت بعد از چاپ اثر. طبيعتا اين خيلي بهتر است. عده اي معتقدند اين روش باعث رودررو قرار گرفتن ناشر با نويسنده يا مترجم خواهد شد و ناشر به سرمايه گذاري روي بعضي از آثار روي خوش نشان نميدهد و فشار روي نويسنده و مترجم زياد ميشود. همه اين اتفاقات ممكن است بيفتد. اين روش بزرگترين عيبش ممكن است منجر به خود سانسوري نويسنده هم بشود. به هر حال ممكن است ناشران در انتخاب يك اثر دست و دلشان بلرزد. اما ببينيد اگر اين روش جا بيفتد، مثل اغلب كشورها مسائل دموكراسي به طور ريشه اي در جامعه حل شود، اين معضل هم خود به خود حل خواهد شد. شما زماني دست به خود سانسوري مي زنيد كه از جاهايي بترسيد. وقتي زمينه ترس و عامل ترس از بين رفت، ديگر خود سانسوري هم نخواهد بود. ما بر اساس واقعيت هاي موجود جامعه حرف ميزنيم، نه بر مبناي آرمان خواهي، آيا اين روش سرنوشت كتاب را به سرنوشت مطبوعات گره نميزند. همان اتفاقي كه براي بخشي از مطبوعات افتاد؟ من فكر ميكنم باز اين مرحله بهتر از مرحله قبلي است. با توجه به اينكه اگر بخواهيم بين دو گزينه بد و بدتر، يكي را انتخاب كنيم، من روش دومي را انتخا ميكنم. الان ناشراني كه مجوز دائم نشر دارند،مي توانند مجوز قبل از چاپ از وزارت ارشاد نگيرند و اگر كتابي مدعي داشت، بعر از انتشار پاسخگو باشند. اما بخشي از همين ناشران، كتابهايشان را قبل از چاپ، براي بررسي تحويل وزارت ارشاد مي دهند و حاضر به پذيرش مسئوليت نيستند. اين ناشران درصدد هستند كه بيشتر تامين داشته باشند و ريسك نمي كنند. بعد هم در اين موقعيت سرمايه شان را به خطر نمي اندازند. بحث همين جاست. اگر ناشر ريك پذير نبود؟ اصولا بخشي از ناشران ريسك مي كنند، بعضي ها هم نه. هميشه در طول تاريخ نشر اينگونه بوده. برخي پيشنهاد نمايشگاه دائمي كتاب را مطرح مي كنند، شما در اين مورد چه نظري داريد؟ نمايشگاه دائمي كتاب يعني كتابفروشي ديگر. من به اين نظر معتقد نيستم. اگر بخواهند امكاناتي فراهم كنند كه كتاب در يه مجتمع در دسترس باشد و با تخفيف عرضه بشود، كار خوبي است. حالا اسمش را هر چه خواستند بگذارند.
|
|
|
|