|
. |
وپس از آن
هزار توهایی که زمان می سازدشان نا پیدا میشوند. (تنها بیابان می ماند)
دل چشمه آرزو ناپیدا میشود (تنها بیابان میماند)
تصویر سپیده دم و بوسه ها نا پیدا میشود . تنها بیابان می ماند بیابانی بی انتها
وصیت
زمانی که مردم مرا با گیتا رم در خاک کنید زیر شن ها . زمانی که مردم میان درختان لیمو و بوته های نعناع. زمانی که مردم مرا در خاک کنید اگر می خواهید در باد نمایی.
زمانی که مردم! مالا گوئنا
مرگ می آید و می رود از میخانه . اسبان سیاه مردان شرور بر جاده های بی انتها ره میسپرند .
بوی نمک می آید و بوی خون زنی در میان عطری تب آلود در ساحل دریا .
مرگ می آید و می رود می رود و می آید مرگ از میخانه ....
|
|
|