AhmadPoori.com Logo

 

.

 براي تو و ماه نغمه سر دادم   
كارل سندبرگ   
نشر مرواريد  1383

     

 

ترانه ای که خواندم

 

برای تو و ماه نغمه سر دادم

اما تنها ماه آن را به خاطر دارد.

خواندم

ترانه هایی شاد سرانه

با قلبی آزاد

          حنجره ای رها.

حتی ماه آن ها را به خاطر دارد

               و با من مهربان می شود.


میان دو تپه

 

میان دو تپه

شهر پیر خفته است.

خانه ها

بام ها و درخت ها

گرگ و میش و تاریکی

نم و شبنم

     همه غنوده اند ،

دعا ها بر لب

سر ها به بالین

خواب سر رسیده است

و غبار رویا

بر همه چیز مینشیند .


خیابانگرد

 

در میان سایه های چهار راه

زنی در تاریکی فرو می رود و به انتظار می ایستد

تا به سر رسیدن پلیسی دوباره راه افتد

با لبخندی شکسته

ماسیده بر صورتی رنگ شده روی استخوانی خسته

و چشمانی به حسرت نشسته.

تمامی شب را عرضه میکند به رهگذران آن چه را که میخواهند

از زیبایی افسرده اش،از تن پژمرده اش،از رویا های به باد

سپرده اش

و کسی چیزی نمی پذیرد.


 

Home Page ] Published Books ] Media Center ] Biography ] Photo Gallery ] Daily Blog ] Write a Letter ]